
...
ادامه مطلب
بگذار اعتراف کنم بر این ایمان رفته از دست دوستت دارم زیاد.............. دوستت دارم و این تنها خیانتی بود که با خودم کردم ذهنم یک انزوای طولانی مدت میخواهد تنها میان تن هایی از جنس انسان مرا ببخش که هستم مرا ببخش که بودنم دلیل به نبودنت شد مرا ببخش که سیگار به سیگار دود میکنم خاطراتت را و باز پاکتی دیگر به امید سرطانی از جنس خوشبختی که شاید انکار کنم موجودیتم را تکلیف مشخص بود از اول شروع عاشقی یعنی پایان اتاقی که آفتاب داشت مرا ببخش که گاه به گاهی خوابت را می بینم مرا ببخش که زیر آوار سن...
ادامه مطلب
مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست قطره شدم که راهی دریا کنی مرا پیش طبیب آمدهام، درد میکشم شاید قرار نیست مداوا کنی مرا من آمدم که این گره ها وا شود همین! اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا حالا که فکر آخرتم را نمیکنم حق میدهم که بنده دنیا کنی مرا من، سالهاست میوه ی خوبی ندادهام وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا من گم شدم ؛ تو آینهای گم نمیشوی وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا این بار با نگاه کریمانه...
ادامه مطلب