
xa0 بی تو، مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،شدم آن عاشق دیوانه که بودم.در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشیدباغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید:یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپر گشودیم و در آن خلوتِ دلخواسته گشتیمساعتی بر ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزاری من روزگاری که جنون رونق بازارم بود تو نبودی که بیایی به خریداری من برگ پاییزی ام و خسته دل از باد خزان باغبان نیز نیامد پی دلداری من...
ادامه مطلب
برای دوست داشتنت محتاج دیدنت نیستم... اگر چه نگاهت آرامم می کند تاج سخن گفتن با تو نیستم... اگر چه صدایت دلم را می لرزاند محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم... اگر چه برای تکیه کردن ، شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است! دوست دارم ، نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم دوست دارم بدانی ، حتی اگر کنارم نباشی ... باز هم ، نگاهت می کنم ... صدایت را می شنوم ... به تو تکیه می کنم همیشه با منی ، و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی!.........
ادامه مطلب
تقدیر من این بود که نفرین شده باشم تبدیل به این سایه ی غمگین شده باشم تقدیر من این بود در این غار مجازی تنهاتر از انسان نخستین شده باشم دادند به من جام عطش،باده ی آتش تا مست از این خط فرودین شده باشم ترس من از این است،اگر دیر بیایی حتی به تو و عشق تو بدبین شده باشم روزی که بیایی و دل ودین بربایی… شاید من کافر شده بی دین شده باشم تقصیر جنون بود که با عقل درآمیخت نگذاشت که دیوانه تر از این شده باشم ...
ادامه مطلب
چشم ها را شستم ... جور دیگر دیدم .... بازهم فرقی نداشت تو همان بودی که باید دوست داشت. " ...
ادامه مطلب
زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدمنگاه عاشقانه و معصومانه تو بودلحظه جداییزیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود لحظه جداییزیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود لحظه جداییزیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود بعد از لحظه جدایی زیباترین لحظه زندگیم لحظه دیدن اولین نگاه عاشقانه تو بودزیباترین هدیه عمرم محبت تو بودزیباترین تنهاییم گریه برای تو بودزیباترین اعترافم عشق تو بوددوستت دارم...
ادامه مطلب
و هر انسان برای هر انسان برادری ست روزی که دیگر در خانه هایشان را نمی بندند قفل افسانه ای ست و قلب برای زندگی بس ... روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو بخاطر آخرین حرف بدنبال سخن نگردی روزی که آهنگ هر حرف زندگی ست و من آن روز را انتظار می کشم حتی اگر روزی که دیگر نباشم ...
ادامه مطلب
ای دل نگفتمت مرو از راه عاشقی ، رفتی؟ بسوز که این همه سوختن سزای توست . . ....
ادامه مطلب
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم برای پشت کردن به آرزوهای محال به خاطر نابودی توهم و خیال دو...
ادامه مطلب
تو میدانی شبها از خواب پریدن و دنبال تو گشتن یعنی چی؟ نه، نمیدانی بی قراری روز را هم نمیدانی من اما این بلا را دوست دارم... که آوار خیالت بر سرم باشد دوست دارم خودم را در این خرابی آوارهات ببینم نبودنت را ولی دوست ندارم این دیگر خارج از توان من است رنجهای دنیا را به یک لبخندت میخرم این تسخیر فناناپذیر را دوست دارم همین که بدانم میآیی لباسهام را عوض میکنم به خودم عطر میزنم آماده و منتظر جلو در میایستم و به انتهای خیابان...
ادامه مطلب
بگذار اعتراف کنم بر این ایمان رفته از دست دوستت دارم زیاد.............. دوستت دارم و این تنها خیانتی بود که با خودم کردم ذهنم یک انزوای طولانی مدت میخواهد تنها میان تن هایی از جنس انسان مرا ببخش که هستم مرا ببخش که بودنم دلیل به نبودنت شد مرا ببخش که سیگار به سیگار دود میکنم خاطراتت را و باز پاکتی دیگر به امید سرطانی از جنس خوشبختی که شاید انکار کنم موجودیتم را تکلیف مشخص بود از اول شروع عاشقی یعنی پایان اتاقی که آفتاب داشت مرا ببخش که گاه به گاهی خوابت را می بینم مرا ببخش که زیر آوار سن...
ادامه مطلب
مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست قطره شدم که راهی دریا کنی مرا پیش طبیب آمدهام، درد میکشم شاید قرار نیست مداوا کنی مرا من آمدم که این گره ها وا شود همین! اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا حالا که فکر آخرتم را نمیکنم حق میدهم که بنده دنیا کنی مرا من، سالهاست میوه ی خوبی ندادهام وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا من گم شدم ؛ تو آینهای گم نمیشوی وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا این بار با نگاه کریمانه...
ادامه مطلب
هیچ چیز در دنیا ارزش آن را ندارد که انسان از آنچه دوست دارد دست بکشد !...
ادامه مطلب
دنیا پراست از آدم هایی که یکی را دوست دارند اما با شخص دیگری زندگی میکنند...
ادامه مطلب
پشت دیوار همین کوچه به دارم بزنید من که رفتم ,بنشینید و هوارم بزنید باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد بنویسید که بد بودم و جارم بزنید من از آیین شما سیر شدم,سیر شدم پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید دستهایم کوته بود و به دریا نرسید خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید ای آنها که به بی برگی من خندیدید مرد باشید و بیایید و کنارم بزنید ...
ادامه مطلب